سفرهای استانی بی فایده است و فقط بیت المال را هدر می دهد !
سفرهاي استاني در بوته نقد و تحليل از زواياي چندگانه اي قابل بررسي اند. از برخي ابعاد، اين سفرها مي تواند مورد انتقاد باشد. اما قطعا از ابعادي ديگر مي توان اين سفرها را مطلوب ارزيابي كرد. آشنايي با مسائل روزمره مردم، استانها و شناخت چالش ها و ظرفيت هاي موجود كشور بطور عملياتي، از نزديك، مستقيم و بلاواسطه يكي از ابعاد بسیار مهم سفرهاي استاني است.
تحكيم ارتباط با مردم و تكريم آنها بعد ديگري از اهميت سفرهاي استاني است كه بعنوان دستاورد تلاش دولت نهم قابل ذكر است.
آنچه كه موجب مي شود سفرهاي استاني بعنوان نقطه قوت و دستاورد برجسته رئيس جمهور نهم تلقي شود، همانا دو بعد پايداري ارتباط با استانها و مردم و نيز عدم اتكاء به گزارش هاي رسمي صرف مي باشد.
كارشناسان ستادي دولتي تصديق مي نمايند كه آشنايي ميداني با مسائل، ضمن تزريق انرژی مضاعف، موجب اطلاعاتی مي شود كه گاه در گزارش های رسمی يا درج نمی شود و يا اينكه گاه عبارات و كلمات آن گزارش ها عمق مصائب يا شيرينی ها را نشان نمي دهند. اتكای به گزارش های اداری، گاه موجب دوری از حقيقت مي شود و عرصه را بدرستی نشان نمی دهد.
بنابراين ايده و عمل دكتر احمدي نژاد از اين حيث مناسب شمرده مي شود.
نكته اساسي مورد تحسين در خصوص سفرهاي استاني رئيس جمهور و هيات دولت، استمرار ارتباط و نزديكي است كه مورد غفلت قرار نگرفته است. احمدی نژاد عليرغم همه دشواريها، اين برنامه را به سختي دنبال كرده است.
آنچه كه به اجمال مي توان در خصوص سفرهاي استاني دولت نهم ذكر است اين است كه سفرهاي استاني براي شناخت ظرفيت ها و مصائب كشور و براي تحبيب و تكريم آحاد مردم ايران، بسيار قابل تمجيد است. از طرفي ارزش غايي سفرهاي استاني كمك به مرحله شناخت و راهنمايي در اتخاذ تصميمات كلان كشوري و ملي در ستاد است. اطلاعات سفرهاي استاني در تلفيق با گزارش نهادهاي رسمي مي تواند مدل مقبولی براي تصميم سازی در سطح هيات وزيران باشد و آن اطلاعات برای ترسيم آينده و بهبود وضع جاری كارگشا خواهند بود چرا که سفرهاي استاني هيئت دولت نهم، حضور جدي کابينه و تصميم سازي در استان مربوطه است.
نکته ی دیگری که قابل ذکر است ؛ سفرهای استانی، حضور بی واسطه در ميان مردم و تشکيل جلسات کابينه در تمامي نقاط کشور که در مواردی پای هيچ مسئولي حتي در سطح مديرکل نيز به آنجا نرسيده بود، مصداق بدون ابهامي از مردم سالاري دينی است.
مورد دیگری هم که مغفول مانده این است که این سفرها همدلی مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پي دارد.
نکته ی قابل توجه دیگر در این زمینه بیانات راه گشای مقام معظم رهبری است. ایشان در موارد متعدد و بسیاری این سفرها را تمجید کرده و مورد بررسی قرار داده اند . اینجا دو نمونه را متذکر میشوم . برای دیدن نمونه های دیگر میتوانید به قسمت حمایات رهبری مراجعه کنید:
سفرهاى استانى بسيار كار خوب و برجسته و لازمى بود و من واقعاً تعجب ميكنم كه بعضيها چطور كارى را كه اينجور واضح است كه خوب است، انكار ميكنند و زير سئوال ميبرند. اين براى وزرا، براى رئيسجمهور، براى عوامل اجرائى و دولت خيلى زحمت دارد و كار بسيار طاقتفرسائى است؛ لكن آنچه كه محصول اين كار ميشود، عبارت است از روشن شدن فاصلهى بين نگاهِ از دور به حقايق يك كشور و نگاهِ از نزديك؛ اين، خيلى فرق ميكند. بنده سالها كار اجرائى كردهام و آشنا هستم. دو جور انسان قضايا را مىبيند: گزارشهاى خوبى كه براى انسان مىآيد؛ گزارشهاى كامل به حسب ظاهر كه هيچ ايرادى هم ندارد و درست هم هست - گزارشها را انسان ميخواند و مباحثه هم ميكند - لكن آنچه كه محصول اين گزارشهاست، با آنچه كه محصول نگاهِ از نزديك است، فاصلهى بسيار زيادى دارد. ديدن واقعيت، رفتن به مناطقى كه اميد اين را نداشتند كه مسئولان بلندپايه حتّى به ياد آنها بيفتند، كار خيلى بزرگى است و اين كار خيلى كار باارزشى است. بعضى از شهرهائى كه مسئولان كشور - رئيسجمهور و وزرا - به آنجا رفتند، هرگز در طول اين مدتها شايد يك مديركل را هم نديده بودند كه برود و از آنها احوالى بپرسد؛ سئوالى بكند؛ اما ناگهان مىبينند رئيسجمهور جلوى آنهاست! اين، خيلى كار مهمى است. مبادا اين كار مهم را خراب كنيد. آنچه انجام گرفت، شروع يك حركت مبارك بود؛ اما بايد اين حركت تا نهايت خط برود، تا آن بركات به طور كامل حاصل بشود.
البته اين سفرها، بركات جنبىِ فراوان ديگرى هم داشته است. (9/4/1386 در دیدار با رئیس جمهور و کارگزاران نظام)
يكی از هدفهای من در سفرهائی كه سالهای گذشته به استانهای مختلف كشور میكردم و در سفرها هم میگفتم، همين بود كه دولتمردان را به توجه هر چه بيشتر به نقاط آسيبديده و آسيبپذير و محروم در كشور متوجه كنم؛ توجه آنها را به اين نقاط جلب كنم. امروز خوشبختانه اين مقصود حاصل شده است؛ يعنی يكی از برنامههای دولت خدمتگزار همين است كه همهی استانها و همهی شهرها و شهرستانها را، به طور مستقيم زير ديد قرار میدهد. (15/2/1387 دیدار با عشایر و مردم ممسنی )
حضرت آقا در دیدار با کابینه ی آقای خاتمی هم این آرزو را مطرح کرده بودند که متاسفانه در آن دولت عملی نشد :
وضع روستاها، وضع بدى است. به نظر من بايد به روستاها و معضلات مردم خيلى توجّه شود. يكى از چيزهايى كه من مىخواهم در اين زمينه جدّاً به آقايان توصيه كنم، اين است كه به نقاط محروم برويد و با مردم به طور روبهرو تماس بگيريد و در جريان كارهايشان قرار گيريد. خود اين سفرهايى كه انجام مىشود - بخصوص به نقاط دوردست و محروم - خيلى باارزش و بابركت است؛ چون انسان را در واقعيتهايى قرار مىدهد كه آنها را شنيده است. گزارش خيلى مىخوانيم؛ اما گزارشى كه انسان از نزديك آثار آن را لمس كند، انصافاً تأثير ديگرى دارد. بنابراين، به نظر من به مسأله اقتصادى - كه مشكلات مردم عمدتاً امروز بر محور مسائل اقتصادى است - خيلى بايد توجّه شود؛ بعضى از بخشها در اين زمينه بيشتر كار كنند. ( 2/6/1378 در دیدار با آقای خاتمی و هیئت وزیران )
پس از نظر رهبری هم که به عنوان میزان در مسائل هستند ؛ اینکار کاملا مورد نیاز بوده که در دولت های قبلی مورد غفلت قرار گرفته اما در دولت نهم بطور جدی انجام شده است.
با همه اينها نبايد فراموش شود كه روساي جمهور قبل نيز در اين خصوص علائقي داشته اند اما هرگز موفق به اجرای آن نشده اند و اگر سفری هم بوده بيشتر به يک بازديد تشريفاتي شبيه بود و يا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت مي گرفت. میشود احتمال داد گذشتگان با اولويت بيشتري بدنبال ساختار و سيستم سازي بوده اند كه اگر خوشبینانه نگاه کنیم بدليل صعوبت تغيير در نظام ايراني و يا عدم سماجت چندان با موفقيت همراه نبوده است و از حين حيث سفرهاي استاني محدود و موردي ، براي آنها ايده مطلوب تري بنظر مي آمد.
امیدوارم در این سوال شما را قانع کرده باشم.

