. ... بسم الله الرحمن الرحیم ... .

در این وبلاگ سعی بر این شده است تا منبع جامعی در حمایت از دولت نهم و دهم گردآوری کنیم.
از تمامی دوستان مخصوصا آنهایی که در محیط وب فعالیت دارند خواهش میکنم اگر در مورد هر یک از مطالب این وبلاگ متنی نوشته اند یا لینک فعالی میشناسند و دیده اند در نظرات اعلام کنند تا در همان قسمت مورد استفاده عموم قرار بگیرد .
به نظرات حاوی توهین و عبارات سخیف پاسخی داده نمی شود.
برای دسترسی به هر کدام از منابع و توضیحات آن روی لینک های زیر کلیک کنید :

اخبار بروز رسانی (بروزرسانی "همسنگران" و "تحلیل های ویژه" اعلام نمیشود)
لینک های جدید پایین تر قرار میگیرند.
* قسمت "پاسخ دهید" با دو سوال جدید بروز شد.
* پاسخ به سوالی درباره "حجیت اعترافات" در قسمت "پاسخ به شبهات" .
* قسمت "افاضات مصلحانه" بروز شد.
* پاسخ به سوالی درباره "ولایت پذیری دکتر احمدی نژاد" در قسمت "پاسخ به شبهات" .
دلیلی بزرگ تر از این می خواستید که دروغ گویی میر حسین موسوی را اثبات کند؟
میر حسین موسوی به عنوان "رئیس فرهنگستان هنر" حکم مسئولیتش را از "محمود احمدی نژاد" اخذ کرده و به عنوان نیروی زیر دست او، حقوق می گیرد و مثلا کار می کند !
بعد از شکست سخت میر حسین در انتخابات ریاست جمهوری و ژست مبارزه جویی او در برابر آراء مردم و نپذیرفتن انتخاب بزرگ ملت، برخی از اطرافیان آن که افه های موسوی را جدی گرفته بودند، شایعه ای مبنی بر استعفای میر حسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر به دلیل این که منصوب احمدی نژاد و حقوق بگیر اوست، در سایت های خود منتشر کردند بلکه این مسئله را که میر حسین نیروی زیر دست احمدی نژاد محسوب می شود را پنهان سازند.

ولی میر حسین از آنها زرنگ تر بود. مگر حقوق رئیس فرهنگستان هنر کم است که به سادگی آن را از دست بدهد؟ هر چقدر هم باشد، گوشه ای از زندگی موسوی و اهل و عیالش را خواهد گرفت.
ظاهرا احمدی نژاد نیز از روی ترحم و دل سوزی، تا امروز اجازه داده که میر حسین بر ریاست خود بر فرهنگستان بماند و حقوقش را از نهاد ریاست جمهوری بگیرد.

حالا ما منتظریم یک نفر به سوالات ما هم پاسخ بدهد :
وقتی کسی احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی داند، چگونه از او حکم مسئولیت می گیرد و حقوق آنچنانی هم اخذ می کند؟
مگر غیر از این است که موسوی قصد دارد همچون گذشته، آن جا را به عنوان سنگر مثلا هنرمندان مخالف حفظ کند؟!
نظرات را بزودی پاسخ خواهم داد.
به نام خدا
مثلا مقدمه :
با اینکه با خیلی از مواضع آقای " فرهاد جعفری " موافق نیستم و از نگاه به شدت لیبرالی ایشان کاملا منزجرم اما ایشان را نویسنده ای محترم با توانایی نوشتن بسیار بالا میدانم. علت این نوع نگاه ایشان را کاملا درک میکنم و دلیل آن را هم میدانم ! اما تا حالا قسمت نشده خدمتشان عرض کنم. بماند... !
متن زیر قسمتی از یک یادداشت طولانی ایشان هست که در این قسمت به نوع برخورد آقای دکتر احمدی نژاد در رابطه با دولت های گذشته و بحث تقلب اشاره شده که نگاه آقای جعفری به این نکته قابل تقدیره . با هم میخوانیم :
پریشب داشتم گفتگوی او و «لری کینگ» را میدیدم. که بهنظرم رسید دوسهجایی را بهتر میتوانست جواب بدهد. مثلاً وقتی لری کینگ بهش گفت «رای مردم کشورتان، برخلافِ انتظار خیلی سریع شمرده شد»، میتوانست مثل چیزی که من بهش معتقدم را بگوید. اینکه: «اگر تابهحال دیر شمرده میشده و چپدموکراتنمای حکومتی، شمارش آراء انتخابات ریاستجمهوری را گاه تا سهچهار روز کش میدادند؛ باید احتمال تقلب داد نه وقتیکه در مدتزمانی معقول و منطقی و استاندارد در همهجای دنیا، رای مردم شمرده و اعلام میشود»!
اما آقای احمدینژاد (بهرغم آنکه بهنظرم چنین پاسخی در چنته دارد اما نداد و بازهم نخواهد داد) چنین نگفت. نگفت چون زیادی «بامرام» است. چون هرچند که در چندماه گذشته هدفِ تخریب و توهینهای غیراخلاقی بسیاری توسط رقبای حکومتیاش قرار داشته (تا آنجاکه حرامزاده هم خوانده شده)؛ اما آنقدر بامعرفت هست که با دادن چنین پاسخی، «همهی گذشته» را زیر سوال نبرد. چون هرچند که «اسب تروآی مردمان در دل الیگارشی»ست؛ درهرحال، برآمدهای از همین نظم سیاسیست و بهطور طبیعی، معذوریتها و محدودیتهایی دارد که مایل نیست آنها را فقط بهخاطر «حفظ منفعت، پرستیژ و حیثیت شخص خود» زیرپا بگذارد.
اما بگذارید من که کمترین پیوندی با نظم سیاسی موجود ندارم؛ مدعی شوم که: «به احتمال قوی؛ آنچه تاکنون و تا پیش از 22 خرداد رخ میداده و واقع میشده، خلاف منطق بوده و در آن احتمال تقلب و دستکاری باید داد. نه سرعت عمل دستندرکاران انتخابات دهم»!
چون؛ مگر نه ایناست که:
1) حداکثر 46 میلیون رای دهنده داریم؟!
2) نزدیک به 46000 صندوق و حوزهی رایگیری داریم؟!
3) سر هر صندوق، از ناظر گرفته تا نمایندگان کاندیداها، 20 تا 30 نفر بر آن نظارت و در کار شمارش آراء دخالت دارند (در جمع چیزی حدود پانصدهزار نفر)؟!
بهاین ترتیب، حتا اگر تمامی واجدین شرایط در یک انتخابات در آن شرکت کنند:
به طور میانگین به هر نفر از ناظرین، چیزی حدودِ «100 برگ رای» برای شمارش میرسد. مگر شمارش یکصد تعرفه، و سپس جمع زدن آن در یک حوزه، و سپس تنظیم برگههای مربوطه و امضای آن توسط تکتک ناظرین در آن حوزه، و سپس اعلام اینترنتی آن به ستاد مرکزی انتخابات در فرمانداری یک شهر، و سپس جمع زدن همهی نتایج مربوط به صندوقهای آن شهر در فرمانداری، و سپس تنظیم و امضای اوراق و اسناد مربوطه در فرمانداری، و سپس اعلام اینترنتی آن به ستاد مرکزی انتخابات کشور در ساختمان وزارت کشور، و سپس جمع زدن نتایج دریافت شده از شهرها، و سپس تنظیم و امضای آن توسط ناظران و دستندرکاران، و سپس اعلام نهایی آن؛ چقدر باید طول بکشد؟! بیشتر از «چند ساعت»؟!
چیزی که در انتخابات دهم بسیار عجیب بود، این بود که «مخالفین و اپوزیسیون نظام حاکم در داخل و خارج کشور»؛ تا پیش از انتخابات دهم، برای سالیان سال، «بهدرستی» این پرسش را مطرح میکردند که [مگر شمارش آراء، چه فرایند طولانی و زمانبریست که کار شمارش آراء در انتخابات ریاستجمهوری، همینکه به تهران و ساختمان وزارت کشور که میرسد، چند روز طول میکشد و تااینحد طولانی میشود؟!] و به این ترتیب، درستی و صحت نتایج نهایی اعلامشده را به پرسش میکشیدند.
اما در این دوره؛ همان آدمها، رفتاری خلافِ معمولِ همیشه از خود نشان دادند و معترض بودند که [چرا انقدر سریع؟! چرا فقط دوازده ساعت؟! چرا چهار پنچ روز نه؟!]. که حقیقتاً تعجباور است.
میخواهم بگویم برای برخی دوستان، گوئی فقط نفس «مخالفتکردن» است که اهمیت دارد و روشن میکند که «اپوزیسیون یا منتقد نظام» هستند. تا آنجاکه وقتی مثلاً رئیس دولتش، مبتنی بر آرزوی بسیاری از ما ایرانیان، بعد از سی سال، وزیر زن معرفی میکند؛ این بخش آن برایمان مهم نیست که تابوی کهنه و سنگینی شکسته شده و زنجیر دیگری از پای این کشور و جامعه پاره شده است. بلکه چون منتقد و اپوزیسیون هستیم، باید مثلاً چنین موضع بگیریم که: [این زنی که وزیر شده، از صدتا مرد بدتر است چون صد سال پیش، موافق طرح جنسیتِ هماهنگِ بیمار- پزشک بوده]!
پینوشت :
انصافا با این اصطلاح "اسب تروآی مردمان در دل الیگارشی" خیلی حال کردم!
دوم خردادي يا اصلاح طلب ؟!
جوان مسلمان
شايد بپرسيد اين چه تعبيريست. معلوم است که دوم خردادي همان اصلاح طلبگيست. اما دوستان واقعيت اين نيست. سال 1376، دوم خردادش محمد خاتمي با راي بالاي مردم ايران رييس جمهور شد. محمد خاتمي وزير ارشاد هاشمي بود که استعفا داد ورفت شد رييس کتابخانه ملي ايران.در پي نارضايتي بيش از حد منجر به درگيري از دولت هاشمي ،شخصي به نام محمد خاتمي با خوش اقبالي تمام رييس جمهورشد.چون روز کسب راي روز دوم خرداد بود اين اصطلاح بر روي اين جريان ماندگار شد.تا اينجاي کار اصلا" اسمي از اصلاح طلبي نبود.اما از اواسط سال 1377که انديشه هاي تيتري ولي به ظاهر جذاب خاتمي توانسته بود نسل جوان را همراه کند ،غرب وبه خصوص اسراييلي ها را واداشت تا بهترين بهره را از اين موقعيت ببرند.از اينجا بود که غربي ها شروع کردند به رواج اصطلاح " اصلاح طلب ". اما چرا اين اصطلاح ؟؟؟ اين کلمه ظاهري بسيار مقدس ومحترم دربين مردم ايران از زمان قيام امام حسين(ع) دارد. پس اين کلمه هرگز جديد نبود ولي مي توانست فوائد بسياري نصيب غرب کند. از اين رو آنها با درک کامل از نارضايتي مردم از دولت هاشمي و درک اين موضوع که مردم خواهان اصلاح وضع به ارث رسيده هستند با تمام تشکيلات رسانه ايي اقدام به ترويج اين کلمه ( اصلاح طلب) در بين مردم کردند.دوسال بعد از انتخاب خاتمي اين کلمه حتي از کلمه دوم خرداد جا افتاده تر بود به طوري که حتي دولت وقت واحزاب نيز اين موضوع را پذيرفتند وطوري بحث مي کردند که انگار اين اصطلاح مبداء رواجش خود دوستان بوده اند.اما رواج اين کلمه چه نفعي براي غرب داشت؟؟؟ انديشه هاي نو وليبرال خاتمي وهمراهانش خيلي زود مورد استقبال غربي ها قرار گرفت . دولت وقت (دولت خاتمي) انديشه هاي امام را تاريخ مصرف گذشته وبيشتر به درد موزه تاريخ مي دانست تا راهگشاي مشکلات جامعه . دولت وقت فرهنگ 1400 ساله شهادت طلبي را ترويج خشونت مي دانست. دولت وقت مخالف خاکريز اول دفاعي کشور وجهان اسلام يا همون حزب الله لبنان ومقاومت فلسطين بود. دولت وقت آزادي پوشش در دستور کار داشت. خواهش مي کنم دقت بفرماييد. اگر انديشه هاي امام که مبتني بر نص صريح قرآن وکلام امامان است و اگر فرهنگ جهاد وشهادت طلبي را از جامعه ما بگيرند و آزادي بي قيد وشرط جايگزين شود آيا غرب چيز بيشتري مي خواهد؟؟؟پس از اين رو بود که غرب با درک کامل از انديشه هاي دولت خاتمي کلمه اطلاح طلبي را رواج داد تا اصلاح اين موارد را شاهد باشد. اما اشتباه غرب اينجا بود که آنها درک درستي از جامعه مبتني بر ولايت و فقه شيعه نداشتد. نمي دانستندمردم خواهان تغيير واصلاح امور اقتصادي هستند نه مباني دينشان. اينجاست که شاهديم در مقابل اراده وعظمت مردم دينمدارو ولايي ايران اسلامي هم غرب رنگ مي بازد هم دوستان اصلاح طلب دوم خردادي . به همين سادگي.
قاسم روانبخش
در آستانه برگزاري انتخابات دهم، آقاي ميرحسين موسوي با انتخاب رنگ سبز، انتخابات دهم را به رنگ مقدس سبز گره زد و از اين رنگ سوء استفاده كرد. برخي كه در ابتدا تصور ميكردند وي بهدليل سيادت خود و خاتمي اين رنگ را برگزيده است تا حدودي به آنها توجه كردند؛ ولي طولي نكشيد كه رنگ سبز به نشان جمعي براي مقابله با اسلام و انقلاب و نظام تبديل گرديد.
سبزپوشان با حضور فائزه هاشمي، خانم زهرا رهنورد و آقاي خاتمي در استاديوم دههزار نفري آزادي تجمع كردند. در اين تجمع زنان و دختران بدحجاب و بيحجاب، پرچمهاي سبز لااله الا ا... و يا محمد رسولا...(ص) در دست گرفته و با دستان عريان آن را در ميان جمعيت ميچرخاندند! از اين پس رنگ سبز به نماد جنبش سبزي تبديل شد كه اعضاي آن خواستار تحقق آرمانهايي بودند كه در 8 سال اصلاحات ناكام مانده بود، حذف حجاب و ارزشهاي والاي اسلامي، حذف ولايت فقيه از قانون اساسي، رهاكردن مسأله فلسطين، غزه و لبنان با شعارهاي واهي كه ابتدا بايد مشكلات داخلي را حل كرد و سپس به مسائل خارجي پرداخت، تسليم در موضوع هستهاي به بهانه اينكه هزينه آن سنگين است و... و عجيب اينكه آقاي موسوي همه اين امور را به نام احياي انديشه و فكر امام(ره) دنبال ميكرد!
انتخابات برگزار شد و جنبش بهاصطلاح سبز از ملت ايران شكست خورد، ولي اين جنبش با راهاندازي راهپيماييها و اغتشاشات خياباني به مقابله با نظام پرداخت و با بيانيههاي تند و خشن موسوي و كروبي و احزاب پشتيبان آنها كه گويا در كادر رهبري سازمان منافقين تنظيم شده بود، در جهت تخريب نظام اسلامي كوشيد. با دستگيري سران اغتشاشات، آتش فتنه فروكش كرد و با اعترافات آنها حقايق بسياري از پشت پرده اين جريان آشكار شد. كيان تاجبخش و تحليلگر سياسي سفارت انگليس از ارتباطات جنبش سبز با خارج بهويژه اسرائيل، امريكا و انگليس پرده برداري كردند. تحركات آنها در راهپيمايي روز قدس بر عليه غزه، لبنان و فلسطين و هدفگرفتن چين و روسيه بهجاي اسرائيل و امريكا مهر تأييدي بر وابستگي جنبش سبز به بيگانگان بود. از همه آشكارتر زماني بود كه رئيس جمهور ايران آقاي دكتر احمدينژاد به سازمان ملل سفر كرد و قرار شد اپوزيسيون خارجنشين در مقابل سازمان ملل بر ضد ايشان و جمهوري اسلامي به تظاهرات بپردازد. بيش از ده شبانهروز تلويزيونها و رسانههاي ضدانقلاب از سازمان منافقين گرفته تا سلطنتطلبها به اضافه رسانههاي پربيننده سيانان و بيبيسي، ايرانيان مقيم خارج را به اجتماع اعتراضآميز در مقابل سازمان ملل فراخواندند. ولي استقبال ايرانيان مقيم امريكا نيز بهاندازهاي كم بود كه بيبيسي از اين حضور اندك احساس شرم كرد. نكته مهمي كه در اين اجتماع بسيار قابل تأمل است حضور تعداد اندك سبزپوش كه عمده آنها را زنان نيمهعريان تشكيل ميدادند و تصاوير آقايان ميرحسين موسوي، كروبي در كنار منتظري، مسعود رجوي و رضا پهلوي را در دست داشتند! اين اجتماع با اين ويژگيها حاكي از پيوند جريان «راه اميد سبز» موسوي به جريان ملي مذهبي و سلطنتطلب و معارضان قديمي و با سابقه با نظام است. جرياني كه طي 30 سال گذشته همواره حمايت آشكار و صريح سازمان سيا و هيأت حاكمه امريكا قرار گرفته است خوشبختانه امروز با اينگونه تحركات سردمداران جنبش سبز نقاب سبز از چهره آنها كنار رفت و حقيقت سياه آنها بر همگان آشكار شد. اكنون كمتر كسي است كه از پيوستن جنبش سبز به سازمان سيا بياطلاع باشد. درست به همين دليل است كه حتي ايرانيان مقيم خارج هم به دعوت آنها پاسخ منفي دادند. دعوت آنها پاسخ منفي دادند.
چه كساني و چرا مي گفتند : «مرگ بر روسيه»
مهدي فيروزكوهي
قانون گريزي و هوچي گري، مشخصه بارز گروه هاي غوغا زيستي را تشكيل مي دهد كه حيات خود را در فضاي غبارآلود و مبهم سياسي تعريف مي كنند. اين گروه ها كه در فرهنگ جامعه شناسي «گروه هاي فشار» خوانده مي شوند حاضر به تمكين در برابر قانون نيستند و پذيرش سازوكارهاي قانوني را، با نابودي خود، يكسان انگاشته از پذيرش هنجارهاي رايج جامعه قانوني روي بر مي تابند.
درايام اخير خيابان هاي تهران هر از گاهي شاهد ظهور و بروز چنين پديده هايي بود.
گروهي قانون شكن درصدد بودند تا به آنچه كه از طريق شيوه هاي رايج دموكراسي و ابزارهاي قانوني دست نيافته اند از طريق فشار از پائين در سطح خيابان هاي تهران برسند. چيزي كه در اين ميان تعجب صاحبان خرد را برمي انگيزاند چرخش 180درجه اي مدعيان قانونگرايي ديروزي است كه چنين بي محابا به تيشه زني به ريشه باورهاي ساليان پيش مشغول گشته اند! آنان كه داعيه افراطي قانون و دموكراسي خواهي ايشان گوش فلك را پر كرده بود اينكه روياي فتح قانون را در سر مي پرورانند!
در روزگاري نه چندان دور كه پدرخوانده هاي جريان موسوم به دوم خرداد به تئوريزه كردن تئوري توسعه سياسي درجامعه ديني ايران در روزنامه هاي زنجيره اي مي پرداختند؛ آموزه هاي پروتستانيستي را با شدت هرچه تمام تر دنبال مي نمودند. آنان در اين راه، افراطي تر از «مارتين لوتر» به تشكيك در باورها و آموزه هاي ديني مردم ايران مشغول بودند تا حدي كه هنجارهاي رايج اين مردم در تقليد از مراجع معظم تقليد را «رفتار ميمون وار» خوانده و با بي شرمي هرچه تمامتر آيات قرآن را تحريف شده قلمداد نمودند! و درصحت آيات آن تشكيك نمودند. حتي تا بدانجا پيش رفتند كه خواستار تغيير محتواي ادعيه و زيارات وارده از ناحيه معصومين عليهم السلام- بدليل آنچه آن را خشونت زا بودن اين ادعيه مي خواندند- برآمدند. تعدد اين موارد جسارت آميز بحدي است كه دراين مقال، مجال طرح آن نيست اما آنچه كه مسلم است كارنامه قلم فرسايي هاي اين جريان كه گستاخانه، اعتقادات اصيل و حركت آفرين تشيع و باورهاي ديني مردم مومن ايران را آماج حملات ناجوانمردانه خود قرار داده بودند چنان تاريك است كه با وجود گذشت چندين سال از طرح وثبت آن در تاريخ، تاكنون هيچ يك از سران خودخوانده دوم خردادي حاضر به پذيرش مسئوليت آن انتشارات نمي باشند. اين نوشته بدنبال ارزشيابي رفتارهاي بدور از منطق اين جريان در طي ساليان استحاله طلبي نمي باشد اما حافظه تاريخي ملت انقلابي ايران نمي تواند تعارض بارز تظاهرهاي كنوني شيوخ دوم خردادي را با عملكرد نيمه دوم دهه هفتاد برخي از همسنگرانشان رفع نمايد.
ادامه مطلب
برای ادامه ی کار وبلاگ به چند همکار نیازمندم!
![]()
روزی که شروع به کار کردم اصلا فکر نمیکردم تا این حد کار پیش بره . اوائل سخنان حضرت آقا درباره ی دولت را برای خودم جمع میکردم. یواش یواش حیطه ی کار گسترده تر شد٬ به فکر افتادم تو گیر و دار انتخابات و سواستفاده های سیاسی نباید میدان را خالی کرد و فرصت را به قدرت طلبان داد. و باید با صداقت و شجاعت جلو رفت . بنده هم مثل اکثریت ملت ایران ادامه ی جمهوری اسلامی و راه امام و انقلاب را در آقای احمدی نژاد میدیدم. سعی کردم با جمع آوری قسمت محدودی از عملکرد آقای دکتر احمدی نژاد و در اختیار گذاشتن آن در دست عموم جای خالی ضعف اطلاع رسانی را کمی پر کرده باشم. برای شبهاتی و شایعاتی که بیماران پخش میکنند بخشی با نام " پاسخ به شبهات" راه اندازی کردم که به لطف خدا مورد استقبال قرار گرفت... حرف زیاده... با تمام سختی ها و ضعف ها تا اینجا ادامه دادم. دو ترم از دانشگاه را هم فدای هدفم کردم ! کارهای عقب افتاده ی زیادی به خاطر انتخابات دارم که باید سریع انجامش بدم. به همین خاطر وقتم برای اداره ی این وبلاگ بسیار محدوده و به همکاری شما نیاز دارم.
کسانی که توانایی این کار را دارند در نظرات اطلاع بدن و بنویسن برای کدوم قسمت میتونن کمک کنن. آدرس ایمیل و ویلاگ یا سایت خودتون را هم در نظرات بنویسین.
سایه ی امام خامنه ای مستدام.
چند روز گذشته شخصی به اسم *** برام یه نظری گذاشت البته نظر که نه ٬ طومار ! من هم بر حسب وظیفه جوابی مختصر به این نظر در وبلاگ ایشون(چون تعداد حروف در نظرات در بلاگفا محدودیت داره)عرض کردم.
سوال و جواب را بخوانید تا منطق ایشان را ببینید ! خدا عاقبت ما را با امثال این ها به خیر کنه !
نظر آقای ***:
سلام برادر بزرگوار
بنده نه حامی دولت هستم نه مخالف آن.
البته دوره نهم به احمدی نژاد رای دادم.
لطفا شما که این جور سرسخت حامی ایشان هستید به سوالات بنده پاسخ دهید اگر برایتان مقدور است:
اولا اینکه دولت گزارش کم میدهد معنی ندارد دیگه گزارش دادن چه جور باید باشه و در چه حدی گزارش بیش از این دیگه امکان دارد مگر اینکه یک کانال 24 ساعته در اختیار ایشان قرار دهند!
دوما: واما سوالات1- ایشان چه در جمال مشایی مشاهده کرده است که رهبر بزرگوار مشاهده نفرموده و رهبری نامه به برکناری ایشان مینویسد ولی جناب احمدی همه جا مشایی را با خود به همراه میبرد و رییس دفتر و نورعین خود قرار میدهد؟
2- چرا لیست کابینه را علیرغم تصریح در قانون به مجلس معرفی نفرمود؟ ( یا به نظر شما قانون شکنی شاخ و دم میخواهد)
3- آیا میدانیددر اثر توهمات و بلند پروازی های احمدی خان عزیز الان ویزا و روادید جمهوری اسلامی جز 3 کشور بی اعتبار دنیاست؟ ( اگر نمیدانید به یکی از سفارت خانه ها سری بزنید)
ادامه دارد...
4- آیا میدانید همه کشورهای اروپایی از جنگ علیه لبنان و غزه متاثر شدند و بر علیهاسرائیل موضع گرفتند ولی ما با توهمات و خامی خود باعث شدیم جامعه جهانی از موضع خود برگردند؟ ( از یکی از افراد حزب الله لبنان پرس و جو نمایید و اگر سراغ ندارد آدرس و شماره یکی از نماینده های حزب الله رادر اختیارتان بگذارم)
5-آیا میدانید سخنرانی میدان ولی عصر به اغتشاشات دامن زد؟ و...؟
6- آیا میدانید احمدی نژاد خان بزرگ در موارد متعدد دروغ گفته اند به راحتی آب خوردن(البته شاید دروغهیشان مصلحتی بوده)؟
نمونه های آن در آرشیو شخصی بنده موجود است(فیلم کامل هاله نور- پول نفت سر سفره مردم و ...)
7- برادر گرامی سوالی اساسی دارم آقای علی آبادی تخصصش در عمران است و ربطی به نیرو ندارد حال بگوییم یه جور ربطش میدهیم چرا چهار سال سکان ورزش به متخصص عمران و نیرو! سپرده شد؟
8- آقای عزیز چرا وزیر پرتوان نیرو کنار گذاشته شد؟ او که حرف بدی نزده بود فقط گفته بود حرف رهبری نباید زمین بماند و مشایی باید کنار برود!
9- و وزیر فرهنگ هم همینطور؟!
10- راستی میدانی ادبیات رییس جمهور کشورمان بسیار پایین است؟ وزیر بهداشت مثل هلو است!!!!!! کسی که از دولت انتقاد کند نفهم و شایدهم بزغاله است!!!!!!!!!!! بچهسه ساله مالزیایی آقا را با نام کوچکش میشناسد!!!!!! و دهها مورد دیگر
11- و صدها سوال بی جواب دیگر که لازم به ذکر است که بنده جوابی برای سئالاتم از حضرتعالی نمی خواهم که ابن سینا فرموده است : اگر برای یک کار اشتباه هزار دلیل آورده شود میشود هزار و یک اشتباه! فقط خواستم چشمانت زیبایت را باز کنی و اگر از آقای احمدی نژاد حمایت میکنی آگاهانه و با بصیرت این کار را انجام دهی.
موفق و پیروز باشی و در این ماه عزیز دعا فراموش نشود.
جواب بنده در وبلاگ ایشان :
سلام
چون نظرت یه مقداری طولانی بود وقت نشد تا حالا جوابی بدم.
در مورد گزارشات دولت باید حجم کار و گزارشات را با هم بسنجید. امیدوارم یادتون نرفته باشه که در دولت سازندگی و اصلاحات برنامه های عادی تلویزیون قطع میشد و بصورت زنده افتتاح یا کلنک زنی پخش میشد.
و اما در مورد مشایی ! هیچ حمایتی در این زمینه از این رفتار آقای رئیس جمهور انجام نداده ام و این از موارد انتقاد ماست. با اینکه هنوز فکر میکنم که نتایج بسیار مفیدی داشت. از جمله موج علیه رهبری به احمدی نژاد برگشت+ موج علیه رئیس جمهور به معاون او تنزل پیدا کرد + انتقادات علیه وضع کشور به یک نقطه تمرکز پیدا کرد.
البته بخاطر اینکه شما ها به ما لقب سرسخت و امثالهم ندید اینها را در جایی مطرح نکردم.
در همین سوال از رهبر دم زدید. داشته باشید!
معرفی لیست وزرا در تلویزیون نوعی خرق عادت بود نه قانون شکنی . قید الا در قانون ذکر نشده است.
در مورد ویزا . در این مورد صحت آمارتون رو نمیدونم اما در صورت صحت یک نگاهی به اهداف تشکیل انقلاب اسلامی بفرمائید.
در مورد غره . ارجاع میدهم به سخنرانی سید حسن در این زمینه. اگر خواستید لینک دانلودش رو هم دارم.
سخنرانی میدان ولیعصر حرکتی انفعالی و شتاب زده بود که علاوه بر قدرت نمایی موافقان دولت ، آسیبی که شما فرمودید را هم داشت.
در مورد مواردی که دروغ میشمارید در قسمت پاسخ به شبهات بحث شد.
دست آوردهای سکاندار ورزش کم بود ؟
علل کنار گذاشتن وزیر نیرو وضعیت جسمانی ایشون بود که خودشون هم تائید کردند و این شنیده های شما اعتباری ندارند.
در ثانی عوض کردن وزرا در حیطه ی اختیارات رئیس جمهوره .
در مورد ادبیات رئیس جمهور. تا اینجا فکر میکردم قراره منطقی بحث کنیم. اما نه . کجا رئیس جمهور مخالفان خود را بزغاله نامید ؟ مخالفان امام زمان را اینطور خطاب کرد. اولئک کالانعام بل هم اضل . شما که اینکاره ای برادر من.
کاش جمله ی آخرتونو اول میدیدم که فرمودید جوابی نمیخوام !
خواستم چشمانت زیبایت را باز کنی و اگر از آقای احمدی نژاد انتقاد میکنی آگاهانه و با بصیرت این کار را انجام دهی.
موفق و پیروز باشی و در این ماه عزیز دعا فراموش نشود.
جواب مجدد آقای *** به بنده در نظرات :
سلام
آقای عزیز کسی نخواهد از احمدی نژاد بداند باید کی را ببیند؟
تلوزیون کم نشونش میده؟
یه بار جواب دادی دیگه لازم نیست هر هفته سنگش را به سینه بزنی برام یه نظر از احمدی بفرستی!
منطق(!) ساخته شده در ذهن این افراد به علت تعصب یا حسادت یا تنفر و یا هر چیز دیگه هیچ گاه قابل تغییر نیست . اگر پیش بیاد از رهبری دم میزنن اگر نشد دورش میزنن . برادر عزیز در پشت احساسات نمیشود منطق ارائه داد . در ابتدا گفته بودید نه حامی دولتم نه مخالف اما در نظر بعدی عدم صداقت خود را نشان دادید! از حذف نظرم در وبلاگتون هم میگذرم!
در ثانی بنده شما را مجبور به نظر دادن نکردم ! والعاقبه للمتقین...
پینوشت.....
اسم ایشان بنا به درخواست خودشان از این یادداشت حذف شد.
با توجه به اسناد و مدارک موجودی که توسط رسانه ها اعلام شده، من به عنوان تنها یک دانشجو توانستم تعدادی از دروغ های این خبر را تشخیص دهم. بماند چقدر دروغ هایی که سندی برای عیان کردن آن وجود ندارد ...
ادامه مطلب
آیت الله صانعی به روایت اسناد
با بروز تشنجات سیاسی،انتظار و نگاه به حوزههای عملیه بویژه مراجع تقلید نسبت به گذشته کاملا تفاوت کرد و بسیاری از نظرات مراجع معظم تقلید تاثیر جالب توجهی در فضای سیاسی و اجتماعی داشت.در این بین مسئله آیت الله صانعی و موضع گیریها و سخنرانی جنجالیاش در گرگان موضوع مستقلی شد.اگرچه بسیاری از سایتها و وبلاگ ها اصل مرجعیت وی را زیر سوال میبرند، اما برای ارائه به سطح جامعه باید نهادهائی که شانیت و جایگاه اعلام مرجعیت را دارند - همچون جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه- وارد عرصه شوند و صلاحیت یا عدم صلاحیت وی را اعلام کنند.
من که یک طلبه مبتدی هستم چنین جایگاهی ندارم،اما کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا میآورم. البته یک نکته جالبتر آنکه ممکن است در گذر زمان اعتقادات سیاسی افراد به دلایل مختلفی تغییر پیدا کند،اما آیا با تغییر مصداق در ولایت فقیه حکم وجوب تبعیت تبدیل به حرمت هم می شود؟ و چراهای زیادی که ممکن است برای شما هم پیش آید.

به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیت بزرگی است
آیت الله صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیتنامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته است گفت: من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد براو،رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و وورد به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است واما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزههای علمیه و فقه و قران تقویت شده است.
تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب.مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تایید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.تصویر
ادامه مطلب
چند اشتباه در یک اظهارنظر موسوی
مجله امتداد
خواستم تو تیتر این یادداشت بجای اشتباه از کلمه ی "سوتی" استفاده کنم پیش خودم گفتم بلاخره یه فرقی باید با جناح مقابل داشته باشیم!
حالا که تحرکات مربوط به انتخابات تقریبا خاموش شده ٬ یک نگاه دوباره به مناظره ی آقای احمدی نژاد و اقای موسوی میکنیم.
بحث راه قدس از کربلا می گذرد بحثی داغ در مناظرات انتخاباتی بود جا دارد در این مجال به چند خطای فاحش که آقای موسوی که در این بخش مناظره بیان کردند اشاره کنیم :
۱- فرمانده نیروی اعزامی به لبنان حاج احمد متوسلیان بود نه شهید همت.
۲- نیروی اعزامی به استعداد یک تیپ هم نمی رسید چه رسد به لشکرها.
۳- در عرف نظامی مسول این نیروها فرمانده نیروها بود نه رئیس لشکرها.
۴- قوای محمد رسول الله به سوریه اعزام شد و در پادگان زبدانی مستقر شد و بعد از آن بحث راه قدس از کربلا پیش آمد نه قبل از اعزام نیروها.
۵- نیروهای فوق طی سه مرحله اعزام شدند که در مرحله سوم مسوولیت بر عهده شهید همت بود.
۶- بحث راه قدس از کربلا می گذرد درست ۹ شب پس از اعزام نیروها مطرح شد نه شب پیش از اعزام.
۷- راه قدس از کربلا می گذرد نه توسط مرحوم حاج احمد خمینی که توسط خود امام در روز ۳۰ خرداد در دیدار با روحانیون مطرح شد.
۸- این نیروها به فرمان خود امام و با مصوبه و ابلاغ شورای عالی دفاع به لبنان تشکیل شدند و بر اساس دستور امام هم باز گشتند.
به راستی چرا باید چنین خطاهایی در گفتار نخست وزیر دوران دفاع مقدس رخ بنماید؟
اگر مایلید یکبار دیگر مناظره را نگاه کنید......؟؟؟
|
تاکید رسانه های اصلاحات : موسوی و کروبی عامل اصلی اغتشاشات |
هنوز ساعاتي از سخنان آيتالله جنتي در خطبه دوم نماز جمعه تهران نگدشته بود که رسانههاي اصلاحطلب به سرعت نسبت به اين سخنان واکنش نشان دادند.
خطيب نماز جمعه تهران روز گذشته گفت: "عدهاي در اين حوادث دستگير شدند، اما کساني که اين بلوا را بر پا و آن را فرماندهي کردند دستگير نشدند."
وي در ادامه از مسئولين قضايي سوال کرد چرا سران اغتشاشات اخير و کساني که ريشه فتنه و امالافساد بودند و فريبدهندگاني که به نقطهاي متصل هستند و جوانان را فريب دادند، آزاد بوده و دستگير و محاکمه نشدند؟
سخنان آيتالله جنتي که با تکبيرهاي پيدرپي نمازگزاران حاضر در دانشگاه تهران همراه ميشد، هيچ نامي از اشخاص در آن ديده نشد اما رسانههاي اصلاحطلب با دستپاچگي قابل تاملي اين سخنان را تفسير کرده و سران اصلي آشوبها را موسوي، کروبي و خاتمي معرفي و از دستگيري آنها ابراز نگراني کردند.
در اين راستا پايگاه اطلاعرساني حزب مشارکت سران اصلي اغتشاشات اخير را از ديدگاه خود افشا و سخنان آيتالله جنتي را اينگونه تفسير کرد: "دستور تلويحي خطيب نماز جمعه، براي دستگيري کروبي و موسوي"!!!!
روزنامه اعتماد نيز امروز شنبه در صفحه اول خود، با اشاره به سخنان آيتالله جنتي، سران اصلي آشوبها را از ديدگاه خود خاتمي، ميرحسين و کروبي اعلام کرد و در دفاع از آنان نوشت: "اين روحاني حامي دولت البته اشارهيي به اين موضوع نداشت که خاتمي، ميرحسين و کروبي يا حتي آيت الله هاشمي رفسنجاني به کجا متصل هستند که حتي امکان حضور در يک برنامه تلويزيوني و دفاع از سيل اتهامات عليه خود را ندارند."
همچنين سايت همميهن که نزديک به کارگزاران است، نماز جمعه تهران را با اين تيتر منعکس کرد: "ناراحتي جنتي از دستگير نشدن موسوي و کروبي." از سوي ديگر رسول منتجبنيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي همزمان با سخنان خطيب جمعه تهران، در يک موضعگيري تعجببرانگيز، طرح بازداشت موسوي و کروبي را توطئهاي دانست که از سوي "طراحان شيطان سيرت" صورت ميگيرد.
به نظر ميرسد با شفاف شدن فضاي سياسي کشور و نيز اعترافات تکان دهنده عوامل آشوبها در دادگاه، اکنون سران اصلي اغتشاشات جايي براي فرار از قانون ندارند چنانچه رسانههاي اصلاحطلب خود به اين امر اذعان و حتي بر روي اسامي آنان هم اتفاق نظر دارند.
اين رسانه ها که راهي براي جلوگيري از افزايش مطالبه عمومي نسبت به محاکمه کروبي، موسوي و خاتمي را سراغ ندارند، تنها حول اين محور تبليغ مي کنند که با سران اصلي اغتشاشات برخورد نشود چرا که اين موضوع به نفع نظام نيست!
حرامزاده و یک سوال ساده ساده ساده از سبزها
اگر جملاتی که شیخ "یوسف صانعی" در سخنرانی منتشر شده اش گفته ، نه او ، که کسانی چون "محمد تقی مصباح یزدی" یا "احمد جنتی" یا نه ، یک پیشنماز ساده معمولی که تصادفا در انتخابات به "محمود احمدی نژاد" رای داده بوده ، در یک جلسه خیلی خیلی خصوصی به نزدیکترین کسانش و درباره یک شخص خیلی خیلی معمولی و گمنام گفته بود و باز هم تصادفا فایل صوتی یا احتمالا تصویری آن منتشر شده بود (ببینید صورت مسئله را خیلی خیلی ساده و کوچک کرده ام )، رسانه های وابسته به اصلاح طلبان و سبزها چه در داخل و چه در خارج چه می کردند ، چه تظاهراتی در شهرها راه می انداختند و چه تجمعات و تحصنهایی در مقابل قوه قضاییه می کردند و چه نامه های سرگشاده ای خطاب به رئیس جدید قوه قضاییه می نوشتند ،شیخ مهدی کروبی چند تا نامه به اکبر هاشمی رفسنجانی می نوشت ، نمایندگان اقلیت مجلس چه مصاحبه هایی با بی بی سی فارسی و صدای آمریکا نمی کردند ، روز آنلاین و پیک نت چه ها نمی کردند ، نیک آهنگ چه کاریکاتورهایی نمی کشید و ...؟
ادامه مطلب
شیخ یوسف صانعی، امام جماعت مسجد ضرار
حمید رسایی
رهبر معظم انقلاب، انتخابات دهم ریاست جمهوری را میدان امتحان نخبگان دانستند ، نخبگانی از جنس مردان سیاست و حتی از جنس مردانی در لباس دین . یکی از کسانی که در این انتخابات مردودیش بیش از گذشته برای همه آشکار شد ، آقای صانعی بود . ایشان که به بهره گیری از فتوای عجیب و غریب و همت روزنامه های زنجیره ای مورد حمایت غرب و مصاحبه با تریبون هایی مانند بی بی سی توانست در دوره حاکمیت اصلاح طلبان عنوان مرجع تقلید را برای خودش دست و پا کند، خیلی زود با رفتارها و مواضع و فتاوای بی مبنایش جایگاه خود را از دست داد، چه این که شخصیت هایی از این دست شاید برای چند روزی بتواند دکان و دستکی فراهم کنند اما هرگز نمی توانند این عناوین را برای خود ماندگار نگه دارند.
از یاد نمی برم در سال 1380 وقتی آقای خاتمی برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، عده ای موتورسوار با ظاهر وشعاری کاملا متفاوت از مردم عادی در شهر قم مانور می دادند و از جمله در برابر دفتر و بیت همین فرد برای دقایقی به کف و صوت پرداختند و البته حضرت آیت الله هم آنان را در کف زدن یاری کرد! همان شب این جماعت موتورسوار را دیدم که در خیابان های قم روحانیون را مسخره می کردند. فردای آن روز خدمت آیت الله مصباح رسیدم و گفتم حاج آقا ؛ عمامه به سری رای آورده ، اما عمامه به سران مسخره می شوند، حکمت چیست و استاد محترم دردمندانه از راز دنیای وارونه آن روز سخن گفت و ما را دعوت به صبر کرد.
ما صبر کردیم و این بار همان مردم برای بار دوم فرد دیگری را انتخاب کردند با جنس و عملکردی متفاوت. این بار همان جمعیت متفاوت از عموم مردم ، با اقتدا به همین افراد ضمن ادعای تقلب و جابجایی آرا در خیابان ها ریختند و مسجد آتش زدند و چادر از سر زنان کشیدند و البته شب ها با لباس های نیمه برهنه در شمال شهر تهران بر بام خانه هایشان تکبیر گفتند!
رهبر معظم انقلاب در بیانی دقیق این رفتارها را با حرکت جماعتی در صدر اسلام مقایسه کردند که با ساخت مسجدی به جنگ سمبل مساجد حق آمده بودند. مسجد ضرار دیروز امام جماعتی داشت و بدون شک مسجد ضرار امروز هم امام جماعت و مرجع تقلید می خواهد اما از جنس خودشان.
افاضات آقای صانعی در گرگان نشان داد که ایشان امام جماعت مسجد ضرار این روزهاست. امامی که بی محابا دهان به هتک حرمت دیگران باز می کند ، روزی از خوشحالی کف می زند و روزی دیگر از شدت ناراحتی رویگردانی مردم ، به منتخبشان تهمت حرامزادگی می دهد ! امروز صبح خبرنگاران با دفتر به اصطلاح این مرجع تقلید در قم تماس گرفته اند و پرسیده اند که بر اساس فتوای ایشان اگر کسی به دیگری نسبت حرامزاده دهد ، حکمش چیست ؟ در پاسخ گفته اند که این عمل حرام و گناه کبیره است و اگر این فرد نتواند ادعای خود را ثابت کند، باید بر او حد قذف را جاری کرد که هشتاد ضربه شلاق است. اکنون با توجه به این که شیخ یوسف صانعی چنین نسبتی را به رییس جمهور منتخب مرذم ایران داده است لازم است از این فرد دلیل و برهان نسبتی که داده ، خواسته شود و اگر نتوانست به اثبات برساند - که نخواهد توانست – آنگاه این اقدامات در باره اش صورت گیرد :
1 . با توجه به این که شیخ یوسف صانعی این نسبت را پس از ادعای این که احمدی نژاد در صحن علنی مجلس قسم دروغ خورده ، به او داده ، بعد از بررسی این ادعا بر اساس فتوای خودش در صحن علنی مجلس شورای اسلامی و در برابر دیدگان نمایندگان مردم ایران، حد شرعی درباره اش اجرا شود.
2 . جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در طول سال های قبل و بعد از انقلاب به عنوان یک مرجع جمعی ، تکیه گاه مردم مسلمان بوده است، همانگونه که در جلسان خصوصی خود بارها و بارها در خصوص انحرافات برخی از روحانیون و مراجع خود ساخته و از جمله ویژگی فتوای این فرد به بحث نشسته ، یکبار برای همیشه سفره دل باز کند و در اقدامی انقلابی و دینی همچون بیانیه ای که به امضای عالمی بزرگ چون آیت الله مشکینی در باره عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب به یادگار ماند ، واقعیت ها را با مردم در میان بگذارد و مرز میان عالمان دینی ای که با ادب و علم خود همواره مایه افتخار مرجعیت شیعه بوده اند را با عالمانی که با ابزار روزنامه های زنجیره ای و بی بی سی به عنوان مرجع تراشیده شده اند ، مشخص کنند و ساحت مرجعیت شیعه را پاک سازد.
3 . دفتر این فرد کوشیده تا موضوع اهانت به منتخب ملت را انکار کند و آن را به عنوان ذکر ضرب المثلی بی ارتباط با رییس جمهور جا بیندازد که حتی با این توجیه ، همچنان این اهانت در جای خود باقی است و در واقع گوینده سعی کرده تا با این ضرب المثل ادعای خود را ثابت کند. این توجیه را باید دروغی دیگر برای فرار از این افتضاح دانست . از یاد نبریم که این جماعت در ایام انتخابات دائما شعار سر می دادند که " دروغ ممنوع " و از مردم می خواستند تا به دروغگو رای ندهند . همین طور در ایام انتخابات بارها اعلام کردند که " ادب مرد به ز دولت اوست" . اکنون مردم به حرف آنها گوش داده اند و به دروغگویان رای ندادند و اعلام کرده اند که چون شما ادب ندارید ، لیاقت دولت هم ندارید ولی از این پس می گویند که شما نه تنها استحقاق دولت ندارید که به دلیل دروغگویی و بی ادبی ، شرایط مرجعیت هم ندارید و حتی به دلیل فقدان شرط عدالت ، شرایط امامت جماعتی هم ندارید ؛ هرچند برای امامت مسجد ضرار ظاهرا هیچ یک از این شرایط لازم نیست.











