. ... بسم الله الرحمن الرحیم ... .

در این وبلاگ سعی بر این شده است تا منبع جامعی در حمایت از دولت نهم و دهم گردآوری کنیم.
از تمامی دوستان مخصوصا آنهایی که در محیط وب فعالیت دارند خواهش میکنم اگر در مورد هر یک از مطالب این وبلاگ متنی نوشته اند یا لینک فعالی میشناسند و دیده اند در نظرات اعلام کنند تا در همان قسمت مورد استفاده عموم قرار بگیرد .
به نظرات حاوی توهین و عبارات سخیف پاسخی داده نمی شود.
برای دسترسی به هر کدام از منابع و توضیحات آن روی لینک های زیر کلیک کنید :

اخبار بروز رسانی (بروزرسانی "همسنگران" و "تحلیل های ویژه" اعلام نمیشود)
لینک های جدید پایین تر قرار میگیرند.
* قسمت "پاسخ دهید" با دو سوال جدید بروز شد.
* پاسخ به سوالی درباره "حجیت اعترافات" در قسمت "پاسخ به شبهات" .
* قسمت "افاضات مصلحانه" بروز شد.
* پاسخ به سوالی درباره "ولایت پذیری دکتر احمدی نژاد" در قسمت "پاسخ به شبهات" .
اندر باب آمدن شیخ نمایشگاه را
شیخ را گفتند چه شد به نمایشگاه درآمدی، گفت سیل مریدان بس که تقاضا نمودندی من از رد آن ناتوان بودمی لذا با جمع مریدان رهسپار شدمی و بس مردم به سمت ما تمایل داشتندی دستار ز سر فرو انداختندی. مریدی گفت یا شیخ، جملگی مریدان مهیا بر هفت شبانه روز جشن داشتندی که جایزه صلح نوبل را به ارمغان آوری، پس چه شد آن همه صابون که بر شکمهای خود مالاندیم. خطاب آمدی که ای احمق من تا صبح نفر اول بودمی ولی ساعتی به خواب رفتمی و چون اسم آن رفیق شفیق گرمابه و گلستانمان ز صندوق نوبلیان برآمدی ، به رسم رفاقت سکوت کردمی ولی این نکته ناب با شما همی گویم که بدانید که گرچه نامش اوباماست ،او با ماست.
کی بود رسم ما بد عهدی با دوستان
اوباماست گر چه باشد به ارض کفرستان
چون این جواب نغز جمله اصحاب شنیدند همه دست بر آسمان کردی و شکر خدای به جا آوردی از فرط کمالات شیخ.
دیگر مریدی گفت یا شیخ دلیل این ازدحام بر گردتان چیست؟ تا امروز گمان بر این داشتیم که تنها ما بر کرامات حضرتتان واقفیم و بس! شیخ گفت مریدان ما در همه عالم سینه چاکانده،برای بعضی دم تکانده، در بی بی سی و VOA سر جنبانده، از شیوخ برادر عربی پول ستانده، به ظرافتی چند کرامات ما را پرورانده به خورد جماعت خورانده تا چنین شده و جماعتی از سروش تا گوگوش بر دایره ارادت ما میگردند. رعیت هم اظهار ارادتی دارند بس زیاد از این نمط. از بدو ورود کفش ها به سمت ما به رسم لطف، پیشکش نمودندی و من در عجبم که چه شد رای ما از آرای باطله نیز کمتر شدندی با این همه مرید!
مردی که تازه به جمع مریدان رسیده بود ندا در داد که یا شیخ صندوق های رای را چگونه یافتی؟ شیخ گفت ننجون من هم دانستی که تقلبی کردندی عظیم. صندوق ها را چند طبقه کردندی و آن را با ساعت خواب ما تنظیم نمودنی که تا ما سر بر بالشت گذاریم رای ها دگرگون شدندی.
گویند جوانک تا چنین شنید نعره ها زد و سر بر بیابان گذاشتی زین غم تا شهید شدی و شیخ به همراه میرش در ختمش گریه ها و زاری ها کردی عجیب.
منبع : گروه اینترنتی محراب اندیشه
دلیلی بزرگ تر از این می خواستید که دروغ گویی میر حسین موسوی را اثبات کند؟
میر حسین موسوی به عنوان "رئیس فرهنگستان هنر" حکم مسئولیتش را از "محمود احمدی نژاد" اخذ کرده و به عنوان نیروی زیر دست او، حقوق می گیرد و مثلا کار می کند !
بعد از شکست سخت میر حسین در انتخابات ریاست جمهوری و ژست مبارزه جویی او در برابر آراء مردم و نپذیرفتن انتخاب بزرگ ملت، برخی از اطرافیان آن که افه های موسوی را جدی گرفته بودند، شایعه ای مبنی بر استعفای میر حسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر به دلیل این که منصوب احمدی نژاد و حقوق بگیر اوست، در سایت های خود منتشر کردند بلکه این مسئله را که میر حسین نیروی زیر دست احمدی نژاد محسوب می شود را پنهان سازند.

ولی میر حسین از آنها زرنگ تر بود. مگر حقوق رئیس فرهنگستان هنر کم است که به سادگی آن را از دست بدهد؟ هر چقدر هم باشد، گوشه ای از زندگی موسوی و اهل و عیالش را خواهد گرفت.
ظاهرا احمدی نژاد نیز از روی ترحم و دل سوزی، تا امروز اجازه داده که میر حسین بر ریاست خود بر فرهنگستان بماند و حقوقش را از نهاد ریاست جمهوری بگیرد.

حالا ما منتظریم یک نفر به سوالات ما هم پاسخ بدهد :
وقتی کسی احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی داند، چگونه از او حکم مسئولیت می گیرد و حقوق آنچنانی هم اخذ می کند؟
مگر غیر از این است که موسوی قصد دارد همچون گذشته، آن جا را به عنوان سنگر مثلا هنرمندان مخالف حفظ کند؟!
نظرات را بزودی پاسخ خواهم داد.
از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو
مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير ميكرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح ميتوان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل، عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكافهاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالات متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نميبيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه همزمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشتهاند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بيترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه ميشود كه امام عزيز راحل روبهرو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحتجويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آنها هم از بين ميرود و اين ظرفيت هم نابود ميشود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسينها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نميكنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز، ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق، هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ ميكند، با موفقيت بهپيش ميرود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نميشد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد.
گروه اقتصادی- «ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.»
این همهی استدلالهای فردی است که بهعنوان باسابقهترین وزیر پس از انقلاب نام گرفته برای متوقف کردن طرح ساخت پالایشگاههای جدید از سال 77 تا سال 84 و پایان دولت خاتمی در کشور.
بیژن نامدار زنگنه، بیش از 2 سال قبل یعنی 31 شهریور 86 در گفتوگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سؤال که "آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟"، اظهارات فوق را بیان کرد.
زنگنه در حالی ساخت پالایشگاه برای ایران را مقرون به صرفه اقتصادی نمیدانست و بر همین اساس، یکی از زیربناییترین و استراتژیکترین طرحهای کشور را به تعطیلی کشاند که در حال حاضر و با عبور غرب از تهدیدهای غیرعملی مانند حمله نظامی و قطعی شدن عدم عقبنشینی ایران در مسئله هستهای، طرح تحریم بنزین ایران بهعنوان جدیترین گزینه پس از تصويب سنا و کنگره امريکا، بر روی میز رئیسجمهور امریکا قرار گرفته است.
در عین حال، اگرچه کارشناسان و مدیران نفتی ایران از آماده بودن طرح خودکفایی 48 ساعته بنزین خبر میدهند و حتی طی روزهای اخیر از اجرای آزمایشی این طرح ظرف هفته آینده خبر داده شده است اما بهدلیل اینکه در اثر اجرای این طرح، طرحهای پتروشیمی کندتر میشوند، مهمترین دستور کار فعلی وزارت نفت، افزایش ظرفیت پالایشگاههای موجود است، بهطوری که در این خصوص، پالایشگاههای اراک، بندرعباس و اصفهان در این زمینه فعال شدهاند.
اما در شرایط فعلی گویا زنگنه علاقهای به اظهارنظر درخصوص اهمال خود در ساخت پالایشگاههای جدید با توجه به اینکه تهدیدها علیه جمهوری اسلامی مورد تازه و غیرقابل پیشبینی نبوده است، ندارد.
در این زمینه بهنظر میرسد سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که تخلفات اداری دولت و کارکنان آن را برعهده دارند، باید با ورود به این مسئله نسبت به واکاوی علل اهمال تعمدی در توقف ساخت پالایشگاههایی که در صورت ساخت آنها، غرب درخصوص بهکارگیری اهرم فشار انرژی علیه ایران از این ناحیه خلع سلاح بود، توضیح بخواهد.
منبع : رجانیوز
اقدام شايسته رئيسجمهور برای عزل یک مدیر
چندي پيش ذبيحي رئيس سازمان تامين اجتماعي طي حکمي يكي از مقامات سازمان تامين اجتماعي را عزل نمود. هر چند در اين حکم دليل اين برکناري عدم وجود هماهنگي و لزوم صيانت از مصالح سازمان تامين اجتماعي ذکر شده بود اما بررسيهاي حاكي از آن است كه علت اصلي اين برکناري اقدام غيرقانوني و خاصه ولخرجي مقام مغرول از کيسه بيتالمال بوده است. وي در اقدامي مغاير با ضوابط تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به همراه خانواده با يک فروند هواپيماي چارتر به هزينه سازمان تامين اجتماعي به سفري تفريحي به شيراز اعزام کرده بود.
رئيسجمهور پس از اطلاع از اين موضوع در اقدامي شايسته و قابل تقدير در راستاي صيانت از اموال عمومي دستور برکناري وي را صادر ميكند.
سازمان تامين اجتماعي نهادي است عمومي که اموال آن متعلق به تمامي بيمهگزاران اين سازمان است.
پی نوشت: به نظر من در این سازمان عریض و طویل در کنار اصلاح ساختار و حقوق های مدیران کل آن از این گونه اقدامات هم باید بسیار انجام شود.










